
پیام بازگشایی مراکز آموزش برای جامعه؛
تعداد بازدید : 1
بازگشت آموزش یا بازگشت امید
بازگشایی مدارس و دانشگاهها در شرایط دشوار، فقط یک تصمیم آموزشی نیست؛ تصمیمی درباره کیفیت زندگی اجتماعی و آینده نسلی است که قرار است فردای این کشور را بسازد.
مدرسه و دانشگاه از معدود فضاهایی هستند که بخش بزرگی از جامعه را هر روز در کنار یکدیگر قرار میدهند. دانشآموز، معلم، دانشجو و استاد با حضور در این محیطها، علاوه بر آموزش، ارتباط برقرار میکنند، تجربه اجتماعی به دست میآورند و بخشی از زندگی روزمره خود را شکل میدهند. از همین رو، تعطیلی طولانیمدت این مراکز، پیامدهایی فراتر از عقبافتادگی درسی دارد. این فضاها همچنین به خانوادهها و خود دانشآموزان و دانشجویان کمک میکنند تا احساس کنند جامعه همچنان در حال حرکت است و زندگی روزمره، با وجود دشواریها، متوقف نشده است.
آموزش مجازی در شرایط اضطراری یک راهحل ضروری است، اما نمیتواند جایگزین کاملی برای مدرسه و دانشگاه باشد. یادگیری فقط انتقال محتوا از استاد یا معلم به دانشآموز نیست؛ بخش مهمی از آن در تعامل، گفتوگو، همکاری و تجربه مشترک شکل میگیرد. تجربه کرونا نیز نشان داد که فاصله گرفتن طولانی از آموزش حضوری میتواند کیفیت یادگیری و ارتباطات اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل، حتی زمانی که آموزش مجازی بهعنوان یک راهکار پشتیبان مورد استفاده قرار میگیرد، نباید تصور کرد که تمام کارکردهای محیط آموزشی را پوشش میدهد.
از این منظر، بازگشایی مدارس و دانشگاهها میتواند بیش از یک تصمیم آموزشی، به بازگشت بخشی از نشاط و سرزندگی جامعه کمک کند. صبحهایی که دانشآموزان راهی مدرسه میشوند و دانشگاههایی که دوباره محل رفتوآمد دانشجویان میشوند، نشانهای از تداوم زندگی و حرکت جامعه هستند. حضور دوباره دانشآموزان و دانشجویان در فضای عمومی، به نوعی بازسازی ارتباطات اجتماعی نیز کمک میکند و میتواند از احساس انزوا و فاصله گرفتن افراد از یکدیگر بکاهد.
اما در سوی دیگر ماجرا، نگرانی خانوادهها قرار دارد؛ نگرانیای که نمیتوان با توصیه یا اطمینان دادن ساده برطرف کرد. اگر قرار است مدارس و دانشگاهها باز باشند، باید خانوادهها بدانند چه تمهیداتی برای شرایط اضطراری پیشبینی شده است. اعتماد خانوادهها زمانی شکل میگیرد که احساس کنند تصمیم بازگشایی همراه با مسئولیتپذیری، برنامهریزی و آمادگی برای سناریوهای مختلف گرفته شده است.
امنیت، پیششرط بازگشایی است؛ اما امنیت فقط به معنای حفاظت فیزیکی نیست. مدرسه باید برای دانشآموز محیطی قابل پیشبینی و آرام باشد و دانشگاه نیز باید به دانشجو احساس ثبات و امکان برنامهریزی برای آینده بدهد. هشدارهای بهموقع، اطلاعرسانی شفاف، آموزش کارکنان، مشخص بودن شیوه واکنش در شرایط اضطراری و ارتباط سریع با خانوادهها میتواند بخشی از این اطمینان را ایجاد کند.
در چنین شرایطی، یک اشتباه رایج این است که هزینه بازگشایی را ببینیم اما هزینه تعطیلی را فراموش کنیم. تعطیلی ممکن است در مقاطعی برای حفظ امنیت ضروری باشد، اما اگر طولانی شود، میتواند به افت کیفیت آموزش، کاهش تعاملات اجتماعی، بیانگیزگی و افزایش فاصله دانشآموزان و دانشجویان با فضای آموزشی منجر شود. بنابراین، ارزیابی هر تصمیم باید هم خطرهای بازگشایی و هم پیامدهای تعطیلی را در کنار یکدیگر ببیند.
تجربه کشورهای درگیر بحران و جنگ نیز نشان میدهد که آموزش را نمیتوان به سادگی از زندگی جامعه حذف کرد. در کشورهایی مانند اوکراین، با وجود استمرار شرایط جنگی، تلاش شده است فعالیتهای آموزشی تا حد امکان ادامه پیدا کند؛ زیرا تعطیلی طولانیمدت مدارس و دانشگاهها میتواند خود به یک بحران اجتماعی و آموزشی تبدیل شود. البته این تجربه به معنای نادیده گرفتن خطرها نیست؛ بلکه نشان میدهد باید میان ضرورت تداوم آموزش و الزامات امنیتی، راهحلی متناسب با شرایط پیدا کرد. مدرسه و دانشگاه در چنین شرایطی میتوانند علاوه بر نقش آموزشی، به حفظ انسجام اجتماعی، کاهش اضطراب و ایجاد احساس تداوم زندگی کمک
کنند.
جامعه برای عبور از بحران فقط به زیرساخت و امکانات نیاز ندارد؛ به احساس امید و امکان ادامه زندگی نیز نیازمند است. مدرسه و دانشگاه میتوانند یکی از مهمترین کانونهای تولید این امید باشند.
البته بازگشایی نباید به معنای نادیده گرفتن خطرها باشد. راه درست، انتخاب میان «آموزش» و «امنیت» نیست؛ بلکه طراحی الگویی است که هر دو را همزمان دنبال کند: آموزش حضوری در کنار آمادگی برای شرایط اضطراری و استفاده از آموزش مجازی بهعنوان پشتیبان، نه جایگزین دائمی.
در نهایت، مدرسه و دانشگاه فقط ساختمانهایی برای برگزاری کلاس نیستند. آنها بخشی از زندگی اجتماعی ما هستند؛ جایی برای یادگیری، ارتباط، تجربه و ساختن آینده. شاید به همین دلیل است که بازگشایی یک مدرسه، گاهی معنایی فراتر از باز شدن درهای یک ساختمان دارد؛ پیامی است که زندگی، آموزش و امید هنوز ادامه دارد.
غلامرضا ظریفیان، استاد دانشگاه تهران و معاون پیشین وزیر علوم